الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

138

الغدير ( فارسى )

پشت مرا به دو محكم كن و او را در كار من شريك ساز . « 1 » ابن عباس گويد : از سروشى شنيدم كه گفت : اى احمد ، تمنايت برآورده شد . شاعر را بشناسيم كافى اوحد ابو العباس ، احمد بن ابراهيم ضبى - از قبيلهء ضبه - وزير و ملقب به رئيس ، يكى از سياستمداران و ادب‌پروران است كه بعد از صاحب بن عباد ، زمام ملك و سياست را به دست گرفت . از نديمان صاحب بود كه تقربى ويژه يافت ، از فضل و ادب او بهرهء وافى گرفت تا آنجا كه خود پرچمدار فضل و ادب گشت ، پناه ادب‌دوستان و فضل‌پروران بود و شهرتى بسزا داشت . همواره بر آن پايگاه و الا بود تا صاحب بن عباد ، در سال 385 رخت از جهان بربست و با اشاره و فرمان فخر الدوله بويهى به وزارت رسيد و در منصب صاحب جاى گرفت ، آنگاه فخر الدوله ابو على ملقب به جليل را با او شريك كرد . يكى از فرزندان منجم در اين باره گويد : - به خدا قسم ، به خدا قسم بعد از وزير پسر عباد هرگز رستگار نشويد . - اگر از شما كار جليل و بزرگى ساخته آيد ، مرا بكشيد و اگر رئيسى از شما برخاست سرم را ببريد . بارى ، شاعر ما ضبى به آن پايگاه از جلال رسيد كه حاجتمندان بار سفر مىبستند و بر در خانه‌اش آرزومند نوال مىنشستند . قصايد ثناگران از اكناف ديار به سويش سرازير مىشد و چكامه‌هاش چون تحفه و ارمغان به اقطار جهان راه مىيافت . در واقع ، جانشين شايسته‌اى براى درگذشتهء صالحش صاحب بود كه تمام شئون و مقامات او را احراز كرد . در جامع اصفهان دكه‌هاى مرتفع و سراهاى وسيع و آبرومندى داشت كه بر در راه ماندگان و درماندگان وقف نموده بود و در مقابل آن قرائتخانهء مخصوصش قرار داشت با

--> ( 1 ) . اقتباس شده است از طه 20 / 25 - 32 . ( و )